728 x 90

انقلاب زیبایی‌های انقلاب

هستی خود را مدیون مردمی هستم
که دانستند زندگی حاوی چیست
من مدیون همه شورشیانی هستم
که ابزارها و دل خود را آزمودند
و دست همدیگر را فشردند

این قطعه‌ای از «پل الوار» شاعر بلندآوازه فرانسوی است. شاعری که شعرش را مدیون شورشیانی‌ است که در قیام پرکشیدند و با انقلاب زیبا شدند.

این‌جا میدان تحریر است.

جوانان در قامت شورش‌گرانی که ابزارها و دل‌های خود را وقف آزادی می‌کنند دست همدیگر را می‌فشارند.

و این کوه اراده، ساختمان آزادی‌ است. غذا و امکانات مثل بسته‌های عصیان دست به دست بالا می‌رود.

این صندوق شیشه‌ای در میدان آزادی برای کمک به نیازمندان و شورشگرانی است که مثل بلور نور صاف و بی‌رنگ و شفافند.

در میدان تحریر برخی با اشتیاق برای جوانان شورشی نان می‌پزند.

برخی برای رساندن غذا و امکانات و تجهیزات ایمنی به دیگران سر از پا نمی‌شناسند.

فروشندگان اجناس‌شان را مجانی در اختیار قیام‌آفرینان گذاشتند.

پزشکان و پرستاران ضمن حضور در میدان قیام به امداد و نجات مجروحان مشغولند.

دانش آموزان و دانشجویان مثل پرچمی افراشته، سپید و سبز و سرخ به سلام ایستاده‌اند.

و ناشنوایان و آنان که زبان‌شان بسته است با حنجره‌ای به وسعت هزار پنجره فریاد می‌کشند.

هیچ تفاوتی در جمع نیست. همه با هم، هم‌دل، هم‌رنگ

صبور و پرصلابت و هماهنگ ایستاده‌اند.

دست همدیگر را فشرده، ابزارها و دل‌های خود را وقف در میدان گذاشته دست همدیگر را می‌فشارند.

و این توک توک، تیک تاک ساعت آزادی‌ست،

فرشتگانی با بالهایی از آتش و باد.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات