728 x 90

عزت نفس

عزت نفس
عزت نفس

اعدام من و درک و تفسیر تماشاچی

زین پس تویی آن‌که شود سلاخی

نازنینی که چنین بر کف خاک افتاده است

زنگ هشدار من و توست بکار افتاده است

کودک کار و زنان تن فروش

نیست فرقی میان تن و چشم و جان و روح

مرگ چون گیرد به کام از خرد و پیر

خواه باشد کرونا، یا که اعدام و تیر

گرچه بستند آب شیر بر مردم خوزستان

آن طرف باز است آتش بر سرو جانشان

بس که عاصی شده است خلق ز حکام زمان

مرگ را مرهم اندوه و غمش یافت جوان

او که رفت دیگر رهایی یافته است

ننگ بر عزت نفس ما به جا مانده است

افسانه الف